بسم الله الرحمن الرحیم

اینکه می‌فرمایند اشاره و نص، اشاره جایی است که خیلی آشکار نیست. نص جایی است که آشکار است. روایات برای اثبات امامت امام هادی علیه السلام است.

بَابُ الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع

1– عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: لَمَّا خَرَجَ أَبُو جَعْفَرٍ ع

امام جواد علیه السلام

مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى بَغْدَادَ فِي الدَّفْعَةِ الْأُولَى مِنْ خَرْجَتَيْهِ

دفعه اول مامون احضار کرد و دختر خودش را به ازدواج امام جواد علیه السلام درآورد و بعد حضرت بازگشتند به مدینه.

قُلْتُ لَهُ عِنْدَ خُرُوجِهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ فِي هَذَا الْوَجْهِ فَإِلَى مَنِ الْأَمْرُ بَعْدَكَ

چقدر دغدغه داشتند در نظام امامت و پیگیر بودند تا شبهه و انحراف ایجاد نشود.

فَكَرَّ بِوَجْهِهِ إِلَيَّ ضَاحِكاً وَ قَالَ لَيْسَ الْغَيْبَةُ حَيْثُ ظَنَنْتَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ

وفات در این رفتن محقق نمی‌شود.

فَلَمَّا أُخْرِجَ بِهِ الثَّانِيَةَ إِلَى الْمُعْتَصِمِ صِرْتُ إِلَيْهِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَنْتَ خَارِجٌ فَإِلَى مَنْ هَذَا الْأَمْرُ مِنْ بَعْدِكَ فَبَكَى حَتَّى اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ

آنقدر گریه کرد تا محاسن حضرت از این گریه ها خیس شد

این گریه مثل گریه امام رضا علیه السلام در وقت خروج که دیگر برگشتی نیست. این خودش یک پیام است که این ها باید مواظب باشند و راجع به امام بعدی حواسشان جمع باشد. و الا برای شهادت که این ها گریه نمی‌کردند. برای هدایت امت بود گریه های این ها. این گریه توجه را جلب می‌کرد.

ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ عِنْدَ هَذِهِ يُخَافُ عَلَيَّ الْأَمْرُ مِنْ بَعْدِي إِلَى ابْنِي عَلِيٍّ.

سه فرزند دختر داشتند و دو فرزند پسر. امام هادی علیه السلام پسر بزرگتر بود. پسر دیگر موسی مبرقع است که در قم مدفون است و فرزند امام جواد علیه السلام است.

______________________________

(1) أي قبلت فاه شفقة عليه حتّى دخل ريقه في فمى.

(2) يعني به القائم من آل محمد (ص) و النوبة بلاد واسعة للسودان و النسبة إليها نوبى و نوبية و المراد بالاعيبس خليفة من الخلفاء العباسية.

(3) الموتور: من قتل حميمه.

الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 324

2– الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْخَيْرَانِيِ «1» (خادمی بوده است از خادمان حضرت و او هم در منزل حضرت بوده است.) عَنْ أَبِيهِ أَنَّهُ قَالَ كَانَ يَلْزَمُ بَابَ أَبِي جَعْفَرٍ ع لِلْخِدْمَةِ الَّتِي كَانَ وُكِّلَ بِهَا

خیلی دوست داشتم ادب خادمان حضرات به صورت کتاب در بیاید. بعضی از علماء بزرگ بودند که جزء خادمین حضرات بودند. در ادب خادمی در هیئات این بحث می‌توانست مفید باشد. از پیغمبر اکرم تا امام عسکری علیهم السلام جریان خادمی را در بیاورد. شاگردی سر جای خودش است، خادمی جداست.

#تحقیق #رساله

وَ كَانَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى

از عالمان بزرگ قم بوده است.

يَجِيءُ فِي السَّحَرِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ لِيَعْرِفَ خَبَرَ عِلَّةِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ كَانَ الرَّسُولُ الَّذِي يَخْتَلِفُ بَيْنَ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ بَيْنَ أَبِي

امام جواد علیه السلام هم یک واسطه ای داشت. با اینکه این ها خادم بودند. یک کسی بود ویژه. اسم او هم برده نشده است.

او خبر ها را به پدر خیرانی می‌داد و پدر خیرانی خبرها را به بقیه می‌رساند.

إِذَا حَضَرَ قَامَ أَحْمَدُ وَ خَلَا بِهِ أَبِي

پدرم را با آن رسول تنها می‌گذاشت.

فَخَرَجْتُ ذَاتَ لَيْلَةٍ وَ قَامَ أَحْمَدُ عَنِ الْمَجْلِسِ وَ خَلَا أَبِي بِالرَّسُولِ وَ اسْتَدَارَ أَحْمَدُ فَوَقَفَ حَيْثُ يَسْمَعُ الْكَلَامَ فَقَالَ الرَّسُولُ لِأَبِي إِنَّ مَوْلَاكَ يَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ إِنِّي مَاضٍ وَ الْأَمْرُ صَائِرٌ إِلَى ابْنِي عَلِيٍّ وَ لَهُ عَلَيْكُمْ بَعْدِي مَا كَانَ لِي عَلَيْكُمْ بَعْدَ أَبِي ثُمَّ مَضَى الرَّسُولُ وَ رَجَعَ أَحْمَدُ إِلَى مَوْضِعِهِ وَ قَالَ لِأَبِي مَا الَّذِي قَدْ قَالَ لَكَ قَالَ خَيْراً قَالَ قَدْ سَمِعْتُ مَا قَالَ فَلِمَ تَكْتُمُهُ وَ أَعَادَ مَا سَمِعَ فَقَالَ لَهُ أَبِي قَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْكَ مَا فَعَلْتَ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ وَ لا تَجَسَّسُوا «2» فَاحْفَظِ الشَّهَادَةَ لَعَلَّنَا نَحْتَاجُ إِلَيْهَا يَوْماً مَا وَ إِيَّاكَ أَنْ تُظْهِرَهَا إِلَى وَقْتِهَا فَلَمَّا أَصْبَحَ أَبِي كَتَبَ نُسْخَةَ الرِّسَالَةِ فِي عَشْرِ رِقَاعٍ وَ خَتَمَهَا وَ دَفَعَهَا إِلَى عَشَرَةٍ مِنْ وُجُوهِ الْعِصَابَةِ وَ قَالَ إِنْ حَدَثَ بِي حَدَثُ الْمَوْتِ قَبْلَ أَنْ أُطَالِبَكُمْ بِهَا فَافْتَحُوهَا وَ أَعْلِمُوا بِمَا فِيهَا فَلَمَّا مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ ع ذَكَرَ أَبِي أَنَّهُ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ مَنْزِلِهِ حَتَّى قَطَعَ عَلَى يَدَيْهِ نَحْوٌ مِنْ أَرْبَعِمِائَةِ إِنْسَانٍ

قطع داشتند و حاضر بودند برای بیعت با امام هادی علیه السلام.

وَ اجْتَمَعَ رُؤَسَاءُ الْعِصَابَةِ عِنْدَ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَرَجِ

از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام بوده است.

يَتَفَاوَضُونَ هَذَا الْأَمْرَ «3» فَكَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفَرَجِ إِلَى أَبِي يُعْلِمُهُ بِاجْتِمَاعِهِمْ عِنْدَهُ وَ أَنَّهُ لَوْ لَا مَخَافَةُ الشُّهْرَةِ لَصَارَ مَعَهُمْ إِلَيْهِ وَ يَسْأَلُهُ أَنْ يَأْتِيَهُ

یعنی پدر خیرانی بیاید آنجا.

فَرَكِبَ أَبِي وَ صَارَ إِلَيْهِ فَوَجَدَ الْقَوْمَ مُجْتَمِعِينَ عِنْدَهُ فَقَالُوا لِأَبِي مَا تَقُولُ فِي هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ أَبِي لِمَنْ عِنْدَهُ الرِّقَاعُ أَحْضِرُوا الرِّقَاعَ فَأَحْضَرُوهَا فَقَالَ لَهُمْ هَذَا مَا أُمِرْتُ بِهِ

یک نکته اینکه آن رسول اسمش نیامده است. با اینکه فرزند جزئیات را ذکر کرده. یا او را نمی‌شناخته یا بنا نبوده نامش برده شود. آیا حقیقتی از عالم انسانی بوده یا ملکی بوده یا مثل خضری بوده است، شخصی که ناشناس باشد بین حضرت و خیرانی که خادم حضرت بوده، نکته دقیقی است. چطور فقط به عنوان الرسول شناخته می‌شود. چطوری بوده که محجوب بوده و مجهول بوده و شناخته نمی‌شده و اسمی ازش نبوده. رابطه بین امام جواد علیه السلام بوده با خیرانی که در منزل حضرت بوده. هیچ ذکری هم از او نیست. پدر خیرانی هم هرچه از او می‌شنود کاملا یقین دارد که از جانب حضرت است. بقیه هم می‌دانستند و حریم نگه می‌داشته است. احمد بن محمد بن عیسی هم می‌داند که او رسول ویژه حضرت است. ولی اسمی ازش نیست. باید موارد مشابهش را دید.

فَقَالَ بَعْضُهُمْ قَدْ كُنَّا نُحِبُّ أَنْ يَكُونَ مَعَكَ فِي هَذَا الْأَمْرِ شَاهِدٌ آخَرُ

سلسله روایت این ده نفر از تو نشات می‌گیرد. گاهی کس دیگری هم بود.

فَقَالَ لَهُمْ قَدْ أَتَاكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ الْأَشْعَرِيُّ

احمد بن محمد بن عیسی

يَشْهَدُ لِي بِسَمَاعِ هَذِهِ الرِّسَالَةِ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَشْهَدَ بِمَا عِنْدَهُ فَأَنْكَرَ أَحْمَدُ أَنْ يَكُونَ سَمِعَ مِنْ هَذَا شَيْئاً

شاید نمی‌خواست بگوید یواشکی شنیدم.

فَدَعَاهُ أَبِي إِلَى الْمُبَاهَلَةِ فَقَالَ لَمَّا حَقَّقَ عَلَيْهِ قَالَ قَدْ سَمِعْتُ ذَلِكَ

البته احمد بن محمد بن عیسی ثقه است و از یاران خوب است. البته این جرح است. ولی به این جرح اعتنا نکرده اند رجالیون. شاید خیرانی درست نقل نکرده است.

ایشان ثقه است و جرح برش وارد نیست.

وَ هَذَا مَكْرُمَةٌ كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ تَكُونَ لِرَجُلٍ مِنَ الْعَرَبُ لَا لِرَجُلٍ مِنَ الْعَجَمِ

آدم خیلی از این جمله خوشش نمی‌آید به این بیان. قوم گرایی در اینجا نیست.

فَلَمْ يَبْرَحِ الْقَوْمُ حَتَّى قَالُوا بِالْحَقِّ جَمِيعاً.

با شهادت او دیگر همه کسانی که آنجا بودند گواهی دادند و جریان امامت امام هادی علیه السلام به راحتی طی شد.

سختی هایی که در زمان امام کاظم یا امام رضا علیهما السلام بود اینجا پیش نیامد.

______________________________

(1) الخيرانى و أبوه كانا من الاعاجم.

(2) الحجرات: 12.

(3) أي يتكلمون فيه.

الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 325

3– وَ فِي نُسْخَةِ الصَّفْوَانِيِّ (از نوادگان صفوان جمال است) مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْوَاسِطِيِّ أَنَّهُ سَمِعَ أَحْمَدَ بْنَ أَبِي خَالِدٍ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ يَحْكِي أَنَّهُ أَشْهَدَهُ عَلَى هَذِهِ الْوَصِيَّةِ الْمَنْسُوخَةِ «1» شَهِدَ أَحْمَدُ بْنُ أَبِي خَالِدٍ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ

این مولی ها را باید احصاء کنیم [اشاره است به اینکه استاد در ابتدای جلسه فرمودند آداب خادمی را باید از روایات جمع کنیم]. خادم بوده است. مهم است.

أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع أَشْهَدَهُ أَنَّهُ أَوْصَى إِلَى عَلِيٍّ ابْنِهِ بِنَفْسِهِ وَ أَخَوَاتِهِ وَ جَعَلَ أَمْرَ مُوسَى «2»

موسی بن مبرقع

إِذَا بَلَغَ إِلَيْهِ

بعضی گفته اند تا بلوغ خود موسی بن مبرقع

وَ جَعَلَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْمُسَاوِرِ قَائِماً عَلَى تَرِكَتِهِ مِنَ الضِّيَاعِ وَ الْأَمْوَالِ وَ النَّفَقَاتِ وَ الرَّقِيقِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ إِلَى أَنْ يَبْلُغَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ

امام هادی علیه السلام سنشان کم بوده، لذا بچه ها کوچک بوده اند، شاید هم چون حضرت در حصر بودند و امکان تصرف نداشتند. شاید هم به خاطر تقیه بوده است.

بلوغ و غیر بلوغ حضرات تفاوتی نمی‌کند.

لذا خیلی ها گفته اند تقیة بوده است. تا اموال را حاکمیت از دست این ها خارج نکند.

صَيَّرَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْمُسَاوِرِ «3» ذَلِكَ الْيَوْمَ إِلَيْهِ يَقُومُ بِأَمْرِ نَفْسِهِ وَ أَخَوَاتِهِ وَ يُصَيِّرُ أَمْرَ مُوسَى إِلَيْهِ يَقُومُ لِنَفْسِهِ بَعْدَهُمَا عَلَى شَرْطِ أَبِيهِمَا فِي صَدَقَاتِهِ الَّتِي تَصَدَّقَ بِهَا وَ ذَلِكَ يَوْمُ الْأَحَدِ لِثَلَاثِ لَيَالٍ خَلَوْنَ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ سَنَةَ عِشْرِينَ وَ مِائَتَيْنِ وَ كَتَبَ أَحْمَدُ بْنُ أَبِي خَالِدٍ شَهَادَتَهُ بِخَطِّهِ وَ شَهِدَ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ هُوَ الْجَوَّانِيُّ

از نوادگان امیر مومنان و امام سجاد علیه السلام بوده است.

عَلَى مِثْلِ شَهَادَةِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ فِي صَدْرِ هَذَا الْكِتَابِ وَ كَتَبَ شَهَادَتَهُ بِيَدِهِ وَ شَهِدَ نَصْرٌ الْخَادِمُ وَ كَتَبَ شَهَادَتَهُ بِيَدِهِ.

بَابُ الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى أَبِي مُحَمَّدٍ ع

در مورد امام حسن عسکری علیه السلام. در مورد ایشان مشکلی در کار بود. امام هادی علیه السلام سه پسر داشتند. اولی اسمش محمد بود. پسر دوم امام حسن عسکری بود. پسر سوم جعفر بود که بعدا جعفر کذاب نام گرفت.

تا زمانی که محمد زنده بود، همه فکر می‌کردند که امامت به ایشان می‌رسد. اما ایشان در زمان حیات امام هادی از دنیا رفت. بعد جریان امامت امام حسن عسکری تثبیت شد.

1– عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِيِّ عَنْ يَحْيَى بْنِ يَسَارٍ الْقَنْبَرِيِ «4» قَالَ: أَوْصَى أَبُو الْحَسَنِ ع إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ قَبْلَ مُضِيِّهِ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ أَشْهَدَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ جَمَاعَةً مِنَ الْمَوَالِي.

چرا موالی؟ چون شاید کسان دیگری را نمی‌گذاشتند رفت و آمد کنند. شاید به خاطر این باشد.

بعضی موالی را به عنوان شیعیان گرفته اند. اما به عنوان خدمت گذاران یا عبیدی که بودند و یا آزاد شده بودند اطلاق می‌شود.

2– عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيِّ عَنْ بَشَّارِ بْنِ أَحْمَدَ الْبَصْرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُمَرَ النَّوْفَلِيِّ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ ع(امام هادی علیه السلام) فِي صَحْنِ دَارِهِ فَمَرَّ بِنَا مُحَمَّدٌ ابْنُهُ «5»

______________________________

(1) أي المكتوبة.

(2) أي ابنه الملقب بالمبرقع المدفون بقم. و قوله: إليه أي إلى موسى. (فى)

(3) في بعض النسخ [عبد اللّه بن المشاور].

(4) في بعض النسخ [العنبرى‏].

(5) هو أبو جعفر ولده الأكبر مات قبله و كانت الشيعة تزعم انه الامام. و اخباره عليه السلام بعدم امامة محمّد هذا يكشف عن علمه السابق بموته و هذا من أسرارهم عليهم السلام.

 

الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 326

فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا صَاحِبُنَا بَعْدَكَ فَقَالَ لَا صَاحِبُكُمْ بَعْدِيَ الْحَسَنُ.

لقب اولی ابی جعفر بوده است. با آخری که اسمش جعفر بوده است اشتباه نکنید.

3– عَنْهُ عَنْ بَشَّارِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَصْفَهَانِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع صَاحِبُكُمْ بَعْدِيَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيَّ قَالَ وَ لَمْ نَعْرِفْ أَبَا مُحَمَّدٍ(لقب امام حسن عسگری است) قَبْلَ ذَلِكَ قَالَ فَخَرَجَ أَبُو مُحَمَّدٍ فَصَلَّى عَلَيْهِ.

4– وَ عَنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ(این برادر امام کاظم علیه السلام نیست. یمانی بوده و وکیل امام هادی علیه السلام است) قَالَ: كُنْتُ حَاضِراً أَبَا الْحَسَنِ ع لَمَّا تُوُفِّيَ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَقَالَ لِلْحَسَنِ يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ أَمْراً.

از حالا به بعد خدا در تو امر جدیدی را ایجاد کرد که امامت است.

البته ما قائلیم که نظام امامت محفوظ است و معلوم بوده و اسمائشان آشکار بوده است.

اما به لحاظ مردم که ولد اکبر را می‌دادند، معلوم می‌شود که آدم صالحی هم بوده است. اینطور بر می‌آید. مردم در صدد امامت می‌دیدند او را.

این منصب برای تو قرار گرفت، بی نزاع شد.

این یک قاعده است که هرجا کمال جدیدی ایجاد می‌شود انسان باید شکر جدیدی داشته باشد. امامت هم در راس همه کمالات است. لذا شکر بالاتری را می‌طلبد.

فرزند اول همان امامزاده سید محمد است که نزدیک سامرا  است.

5– الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَرْوَانَ الْأَنْبَارِيِّ قَالَ: كُنْتُ حَاضِراً عِنْدَ مُضِيِّ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ع(یعنی امامزاده سید محمد. فرزند اول امام هادی علیه السلام) فَجَاءَ أَبُو الْحَسَنِ ع فَوُضِعَ لَهُ كُرْسِيٌّ فَجَلَسَ عَلَيْهِ وَ حَوْلَهُ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَبُو مُحَمَّدٍ(امام حسن عسکری) قَائِمٌ فِي نَاحِيَةٍ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ أَمْرِ أَبِي جَعْفَرٍ(فرزند اول، محمد)- الْتَفَتَ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ أَمْراً.

6– عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْقَلَانِسِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع إِنْ كَانَ كَوْنٌ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ فَإِلَى مَنْ قَالَ عَهْدِي إِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وَلَدَيَّ.

7– عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْإِسْبَارِقِينِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَمْرٍو الْعَطَّارِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع(یعنی امام هادی علیه السلام) وَ أَبُو جَعْفَرٍ ابْنُهُ فِي الْأَحْيَاءِ وَ أَنَا أَظُنُّ أَنَّهُ هُوَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَنْ أَخُصُّ مِنْ وُلْدِكَ فَقَالَ لَا تَخُصُّوا أَحَداً حَتَّى يَخْرُجَ إِلَيْكُمْ أَمْرِي

شاید نقشه الهی بود که دشمن و بقیه متوجه امامزاده سید محمد باشند، تا امام حسن عسگری بقاء پیدا بکنند.

شاید دشمن در وفات سید محمد تاثیر داشته است.

 قَالَ فَكَتَبْتُ إِلَيْهِ بَعْدُ فِيمَنْ يَكُونُ هَذَا الْأَمْرُ قَالَ فَكَتَبَ إِلَيَّ فِي الْكَبِيرِ مِنْ وَلَدَيَّ قَالَ وَ كَانَ أَبُو مُحَمَّدٍ(امام عسگری) أَكْبَرَ مِنْ أَبِي جَعْفَرٍ.

اینجا از دنیا رفته بود سید محمد.

8– مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ جَمَاعَةٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ مِنْهُمُ الْحَسَنُ بْنُ الْحَسَنِ الْأَفْطَسُ أَنَّهُمْ حَضَرُوا يَوْمَ تُوُفِّيَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ بَابَ أَبِي الْحَسَنِ يُعَزُّونَهُ وَ قَدْ بُسِطَ لَهُ فِي صَحْنِ دَارِهِ وَ النَّاسُ جُلُوسٌ حَوْلَهُ فَقَالُوا قَدَّرْنَا أَنْ يَكُونَ حَوْلَهُ مِنْ آلِ أَبِي طَالِبٍ وَ بَنِي هَاشِمٍ وَ قُرَيْشٍ مِائَةٌ وَ خَمْسُونَ رَجُلًا سِوَى مَوَالِيهِ وَ سَائِرِ النَّاسِ

150 نفر از بنی هاشم آمده بودند.

إِذْ نَظَرَ

الكافي (ط – الإسلامية)، ج1، ص: 327

إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ قَدْ جَاءَ مَشْقُوقَ الْجَيْبِ

یقه پیراهن را دریده بودند. بعضی خواستند استفاده بکنند که این جایز است. چون امام بوده اند. تقریر امام بوده است.

حَتَّى قَامَ عَنْ يَمِينِهِ وَ نَحْنُ لَا نَعْرِفُهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ ع بَعْدَ سَاعَةٍ فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ أَمْراً

تحلیل اینها در نگاه کلامی جای بحث دارد. بداء در این ها به چه صورت بوده است. علی اکبر، اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام و سید محمد. تشبیه هم شده است در روایات.

فَبَكَى الْفَتَى وَ حَمِدَ اللَّهَ وَ اسْتَرْجَعَ وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ تَمَامَ نِعَمِهِ لَنَا فِيكَ «1»

یعنی با بودن شما.

وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَسَأَلْنَا عَنْهُ فَقِيلَ هَذَا الْحَسَنُ ابْنُهُ وَ قَدَّرْنَا لَهُ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْجَحَ

بیست یا بیشتر

فَيَوْمَئِذٍ عَرَفْنَاهُ وَ عَلِمْنَا أَنَّهُ قَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ بِالْإِمَامَةِ وَ أَقَامَهُ مَقَامَهُ.

امام عسکری تا 28 سالگی زنده بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *