درس اخلاق هفتگی استاد عابدینی در مدرسه علمیه ثامن الائمه (علیه‌السلام)

موضوع جلسه: «انتخابات و ابتلائات»

موضوعات مطرح شده:

3:23 دلیل شدت فتنه‌ها در آخرالزمان
4:20 چرا باید مدام ابتلائات بیشتر شود؟
5:35 دوران آخرالزمان، دوران پرکاری
6:40 افزایش دقت تشخیص مومنان در اتفاقات اخیر
8:10 انتخابات، ادامه خدمت شهیدان خدمت
9:00 سنت تمحیص در انتخابات پیشرو
12:00 به جای تخریب مومنان دیگر، تمرکز روی اصل مشارکت باشد
18:18 اولویت اول، اصل مشارکت در انتخابات
27:49 اخلاق شهید رییسی، الگویی برای خدمت
35:20 انتخابات، زمان محک ایمان
36:30 انتقاد یا انتقام؟

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الَّرحیمِ
الحمدلله ربِّ العالَمین وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرین.

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ لَعنُ الدّائمِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعین إلی یَومِ الدّین.

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا.

ان­شاءالله از یاران و یاوران و بلکه سرداران حضرت باشیم صلواتی سرداری مرحمت کنید.

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.

ان­شاءالله همۀ شهیدان شفیعان ما باشند و بشارت به ما بدهند که چگونه راهشان را ادامه بدهیم و ما را از تعلق به دنیا حفظ بکنند ان­شاءالله و یاور ما باشند هر چقدر علاقه داریم به شفاعت شهیدان و اینکه آخر عمر ما و آن عاقبتِ ما ختم به شهادت بشود صلوات دوم را بلندتر مرحمت کنید.

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.

معلوم است خیلی هم خلاصه طلبِ شهادت جدی نیست، گفتنش راحت است، این صلوات شدت میل را می‌خواست نشان بدهد، حالا هر چقدر عشق و علاقه به حضرت زهرا سلام الله علیها داریم با صلوات بر محمّد و آل محمّد ابراز کنیم.

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.

خب این خیلی خوب بود، ببینید این علاقه همیشه بوده همیشه هم صلواتش مطابقِ خودش [است]، بقیۀ عناوین هم مطابقِ آن بود. ان­شاءالله خدا عاقبتِ همه­مان را ختم به شهادت بکند.

بحثی که امشب ان­شاءالله به مناسبتِ ایامی هم که در آن قرار داریم ان­شاءالله این دقایق در خدمت دوستان هستیم بحثی است که تکلیف ما را در این دوره و این زمانی که جهات متعددی در او هست بیشتر مورد دقت قرار بدهیم چه کنیم چه باید بکنیم. اولاً این نکته قابل دقت است که خدای سبحان سرنوشت افراد را و جامعه‌ها را به­سوی محوضت دارد جلو می‌برد یعنی هرچه ما جلو می­رویم به سمتِ محض شدن داریم حرکت می­کنیم و محض شدن و خالص شدن برای خودش یک سنت‌هایی را دارد اگر می­خواهد کسی به محوضت برسد باید قوایش به فعلیت برسد باید آن توانایی­هایش ظهور پیدا بکند، روایات ما که می‌فرمایند در دورانی که قبل از ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف است شدت فتنه­هاست به این جهت است که این شدتِ فتنه­ها برای شدتِ به فعلیت رسیدنِ قوا و توانایی­هاست به تبعِ مؤمنین که قوا و توانایی‌هایشان در آن سنتِ محوضت به فعلیت می‌رسد با شدتِ ابتلائات به همین نسبت کفار هم منافقین هم در کفر و نفاقشان شدیدتر می­شوند یعنی در دوران آخرالزمان هم ایمان به اوجش می‌رسد هم کفر و نفاق به اوجش می­رسد، این سنت الهی است که باید توانایی­ها به فعلیت برسد، اگر این باور را کردیم آن موقع تحلیلمان از شرایط براساسِ این است که هرچه می‌گذرد ابتلائاتِ الهی نسبت به گذشته باید پیچیده‌تر [و] سنگین‌تر باشد تا قدرت ایمان چه بشود؟ بالاتر جلوه بکند و قدرتِ ایمان فقط یک بحثِ سخت افزاری نیست که من توانِ از جهتِ جسمی­ام بیشتر بشود بلکه درکِ انسان و قدرتِ تشخیصِ انسان بالا می­رود، هرچقدر قدرتِ تشخیصِ انسان بالاتر برود این علامتِ این است که آن ابتلا و امتحان درست در وجود این پیاده شده، خدا این مسیر را برای حرکتِ ما قرار داده لذا اگر توقع داشته باشیم یک جایی یک آرامشی ایجاد بشود دیگر کار آرام بشود تمام بشود بگوییم الحمدلله دیگر افتادیم در ریلی که دیگر تغییرپذیر نیست همه چیز مطابقِ میل شد اصلاً اینجوری خبری فعلاً نیست، بله زمانِ ظهور آن هم نه اینجوری، آن هم دارد حضرت که یک کسی به حضرت عرض کرد آقا کِی می­شود امرِ شما، به امام صادق علیه السلام، کِی می­شود امرِ شما که اقلّاً ما یک نفسی بکشیم حالا به قولِ ما پا بینندازیم رو پا یک استراحتی بکنیم؟ حضرت فرمود اگر آن حجتِ ما قیام بکند شب‌ها بر مرکب سوارند و طیِّ مسافت می­کنند و روزها قیامِ به امر و کار می­کنند، نه شب آرامش دارند نه روز دارند، در روایت دیگری می­فرماید شب­ها مشغولِ طراحی هستند روز هم مشغولِ پیاده کردنش هستند، یعنی اینجور نیست که فکر کنید که دورۀ آخرالزمان دورۀ قلیان کشیدن و آرامش [است]، نه این حرف­ها نیستش نه، می‌فرماید آن دوره هر کسی به اندازۀ 20 نفر کار می­کند یعنی شدتِ کار است، اوجِ بهره وری و فعلیت است، با این نگاه حواسمان باشد اگر یک جایی دیدیم همۀ شرایط دارد جور می­شود منتظر باشیم درونش یک ابتلا دربیاید یک سختی­ای دربیاید یک ابتلا [و] امتحان درونش محقق بشود، همانجوری که دیدیم در این جریانِ اخیر هم خدای سبحان با اینکه الحمدلله جزءِ یکی از بهترین ایام بود اما نخواست این را به هم بزند خرابش بکند که، خواست چه کار بکند با این کار؟ خواست مؤمنان را، قدرتِ تشخیصشان را، اراده‌شان را، حالشان را بالاتر ببرد، یعنی کاری که انجام شد هم یک ریل گذاری و سنت گذاری و یک درحقیقت شعارسازیِ خیلی خوبی شکل گرفت هم با شهادتشان اذهان و قلوب را به مرتبۀ بالاتری که آقا فرمودند چند پله آوردند بالاتر، یعنی شهید رئیسی از خلاصه حضرت آیت الله رئیسی مثل شهید سلیمانی که از خلاصه سردار سلیمانی تأثیرگذارتر بود این همین جوری است چون شهدا از دست رفته نیستند بلکه آن­ها ذخایرِ الهی هستند که در نظامِ وجود به­عنوانِ مدبّراتِ امر این‌ها قرار می‌گیرند و کارِ این­ها بشارت است “يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ”[1]، این­ها کارشان بیکار نیستند اینجا رفتند از اینجا آنجا دیگر در استراحت باشند و این­ها، همانجوری که اینجا دغدغه داشتند وجودشان سِعی [یا سعه­ای 8:00] بود آنجا مشغولِ فعالیت هستند لذا آقا فرمودند که ما جریان انتخابات را ملحق می‌دانیم و از تتمۀ چی می‌دانیم؟ تتمۀ شهادت شهیدان خدمت می‌دانیم لذا همانجوری که با اخلاصِ تمام در تشییعِ آن­ها و حسرت بر اینکه این‌ها را ما از دست دادیم اما اینکه آن­ها به کمالشان رسیدند و اینکه آن‌ها با شهادت مترصد کمک به نظام اسلامی بیش از گذشته هستند و دستشان باز است با این نگاه قدم‌های بعدی را باید طی کنیم، حالا ببینیم اگر می‌خواهد این قدم‌ها طی شود باید نگاه ما چه جوری باشد؟ اگر نگاه به این است که سنت محوضت می‌خواهد پیاده بشود ما باید از مرتبۀ قبل خالص‌تر شده باشیم یعنی اگر در دورانی که به آقای رئیسی رحمت الله علیه رأی دادیم یک اخلاصی در بین مؤمنان ایجاد شد تا این رأی شکل گرفت تا انتخاب محقق شد این دوره باید نوع انتخابات از آن دوره چه باشد؟ افضل باشد تا آن درحقیقت سنت محوضت معنای خودش را پیدا بکند حقیقتِ خودش را نشان بدهد، خب این قطعاً تأثیر از جانب آن شهادت در وجود ما هست اما ما گاهی شیطان نمی‌گذارد و ضایعش می‌کند و خرابش می‌کنیم، نگاه بکنیم اگر نوعِ رقابتی که بین نامزدهای انتخابات محقق می‌شود و بین طرفدارهای آن­ها شکل می‌گیرد اگر نگاهِ الهی در آن حاکم باشد خب در نگاهِ الهی سرعت به سوی خیرات داریم، مسابقۀ در خوبی‌ها داریم این درست است مسابقه در کار است سرعت در کار است سارعوا إلی الخیرات[2]داریم مسابقۀ در خوبی‌ها داریم این درحقیقت اگر بین مؤمنان و بینِ درحقیقت خودِ نامزدها این نگاه باشد قطعاً چند قدم جلوتر آمدیم اما اگر بین مؤمنان اختلاف به جوری بشود که این اختلاف به تعبیرِ روایات که خیلی این روایات را آدم می‌بیند می­ترسد می­گوید به جوری می‌شود در آخرالزمان گاهی آدم می‌خواند این‌ها را باور نمی­کرد اما در صحنۀ واقع و میدان که قرار می‌گیرد می‌بیند شدنی است می‌فرماید مؤمنان به جایی می‌رسند تف به صورتِ هم می­اندازند، مؤمنان به صورتِ هم تف می­اندازند، نه یکی مؤمن باشد یکی منافق، تعبیر را ببینید می‌فرماید از امام حسین علیه السّلام، یک خانمی به نامعمیرة بنت نفیل «قَالَتْ‌ سَمِعْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ‌علیه السّلام يَقُولُ لَا يَكُونُ الْأَمْرُ الَّذِي تَنْتَظِرُونَهُ»، آن امرِ قیامِ قائمِ ما محقق نمی‌شود «حَتَّى يَبْرَأَ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ»، تا به جایی می‌رسد که بعضی از شما از بعضِ دیگر در بینِ مؤمنین تبرّی می­کنید برائت می‌جویید یعنی به جای اینکه از کفار برائت پیدا کنند به جانِ هم می­افتند از هم برائت پیدا می­کنند به جای اینکه مرزشان را با منافقین روشن بکنند با مؤمنین گلاویز می­شوند «حَتَّى يَبْرَأَ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ يَتْفُلُ بَعْضُكُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ»، در صورتِ همدیگر درحقیقت آبِ دهان خواهید انداخت، «يَتْفُلُ بَعْضُكُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ»، «وَ يَشْهَدَ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ بِالْكُفْرِ»، انقدر بغض و کینه گاهی شدید می­شود چه می­شود؟ بعضی از مؤمنین بعضی دیگر را کافر می­دانند یعنی کافر می­دانند رفتاری می‌کنند که با کفار می­کنند یعنی اگر درحقیقت ما یک رفتاری با صهیونیست‌ها باید داشته باشیم باید با مستکبران داشته باشیم کینۀ ما نسبت به آن­ها باید در دلمان بجوشد به جایی می‌رسد این کینه کجا می‌جوشد؟ در اثرِ یک رقابتِ جاهلانه‌ای که می‌بینیم ما جاهلانه این را نگاه می‌کنیم اشکالی این می‌شود که به همدیگر بدبین می­شویم در دلمان نسبت به همدیگر چه می­شویم؟ به همدیگر بغض پیدا می‌کنیم، خیلی سخت می­شود، دارد به عنوانِ جریانِ ضدِّ ظهور این را مطرح می‌کند، به عنوانِ جریانِ ضدِّ خالص سازی این را مطرح می­کند، آن وقت آن را هم فکر نکنید یک­دفعه از اول این تف انداختنِ به صورتِ هم یک­دفعه از اول همینجوری شکل می‌گیرد یا کافر دانستنِ آن یکی، نه، ذره به ذره است، یعنی اول می‌بینی بینِ دوستان یک جدایی‌هایی شکل می­گیرد دیگر همدیگر را می‌بینند خوشحال نمی­شوند کم کم می‌بینی حرف و حدیث‌هایشان بلند می­شود صداهایشان چه می­شود؟ بر سرِ هم تند می­شود، بعد یواش یواش این اوج می­گیرد تا جایی می­رسد که اگر زورش برسد فقط این را حاضر است بزند، شبش تا صبحش فکر می‌کند فردا چه جوری یک حرفی بزند که او را از دور خارج بکند، این یکی فکر می‌کند او را چه جوری باهاش مقابله بکند، به جای اینکه در این انتخابات حرف و حدیثِ ما، همّ و درحقیقت همتِ ما این باشد چه کنیم هر کدام از ما چند نفر را در شرکتِ در انتخابات بیشتر تشویق کنیم و دست بگیریم تا بیایند تا قوتِ نظامِ اسلامی شکل بگیرد تا آن کسانی­که اگر دورۀ قبل کمتر آمدند به دلایل مختلف با خونِ این شهیدانِ خدمتی که ریخته شد و روشنگری­ای که ایجاد شد این­ها عدۀ بیشتری شرکت بکنند، تشویق بشوند از این استفاده بکنیم، دلِ مردم را دوباره به نظام امیدوار بکنیم، رابطۀ بعضی که قهر کشیده شده را آشتی بکنیم با این کار، به جایِ این کار اصلاً می­بینی دنبالِ این نیستی، این که می­گویم همه­اش نمی‌خواهم بگویم اینجوری است می‌خواهم بگویم انقدر این به­اصطلاح باید ترسید اگر یکی از ما هم اینجوری باشد اگر بعضی از ما هم اینجوری باشیم اگر بعضی از اوقاتِ ما هم اینجوری باشد همین خلاصه خیلی خطرناک است چه برسد به اینکه نعوذ بالله اگر کسی همۀ دلش در این باشد که من چه کنم نامزد من فقط بالا بیاید و دیگران پایین بروند یعنی دنبالِ دائماً چه باشد؟ دنبالِ نگاهِ قهرآمیزِ بین مؤمنان باشد، تسابقِ در خیرات و سرعتِ در خیرات سبقت گرفتن است نه به قیمتِ ساقط کردنِ دیگری است بلکه این توانایی­اش را بیشتر به کار می‌گیرد تا خدمتِ بیشتری بکند اما خدمتِ بیشترِ این کردن مساوق و مساویِ با این نیست که دیگری از میدان خارج بشود، لذا کارِ خوبی که حضرت آیت الله رئیسی کردند این بود بعد از اینکه انتخاب شدند اغلبِ کسانی را که نامزدِ انتخابات شده بودند را به کار گرفتند در جاهایی که ممکن بود، شاید اولین باری بود که یک شرح صدرِ اینجوری دعوتِ به کار از همۀ آن­ها کردند که این­ها توانایی است، این­ها هم درحقیقت رقابت نیست که رقابتِ حذفی باشد بلکه مسابقه در خیرات بوده و لذا علامتش هم این بود که این­ها را به کار گرفت با اینکه بالأخره این‌ها رقیب بودند اما به کار گرفتش، این نگاه ببین چقدر فرق می‌کند با نگاهی که دنبالِ چه باشد؟ این روایت خیلی روایتِ، بعد دنبالش می‌فرماید که: «وَ يَلْعَنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً»، به جایی می­رسد که به مُلاعنه می­کشد، بعد آدم گاهی احساس می‌کند رویمان نمی‌شود حرف­هایِ تندتر از این بزنیم وگرنه در دل­هایمان چه هستش نسبتِ به هم؟ کینه شدیدتر از این شده گاهی اینجوری می­شود که «يَلْعَنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً»، لعن می‌کنند، اگر در رابطه با آن چیزی که در رابطه با کفار آمده نسبت به مؤمنین که آن چیزی که آشکار می‌کنند و آن چیزی که پنهان می‌کنند بیش از آن چیزی است که آشکار می‌کنند که بَغضا از زبانِ این­ها جاری است اما آنچه که در دل‌های این‌هاست اشدِّ از آن است که اظهار می‌کنند، گاهی ممکن است بین مؤمنین شیطان اینجوری کا را جلو ببرد، اگر دیدیم در این صحنه داریم وارد می­شویم زود خودمان را بکشانیم به آن که اصل این است که در این انتخابات شرکتِ بیشتری از مردم صورت بگیرد حتی اگر بین این چند نامزدی که از مؤمنین هستند بینِ این چند تا من بگویم یکی از آن­ها 100 است یکی از آن­ها 80 است یکی از آن­ها 60 است، مثلاً فرضِ بر این باشد از جهتِ آنچه که ملاک­های مطلوبِ من است، اما اگر آن کسانی­که در انتخابات شرکت می­کنند تعداد بیشتر باشد هرچند 60 یا 80 انتخاب بشوند بر فرض، درست است؟ می­گوید این ارزش دارد که مردمِ بیشتری در [انتخابات شرکت کنند] چون این اصلِ نظام است آن دورۀ خاصِّ از نظام است، این اصلِ نظام است که باید تقویت بشود، نمی­گوییم کسانی­که بی اعتنای به دین هستند کسانی­که ممکن است نسبتِ به دین برایشان دین ارزشِ اول [نیست] او را نمی­گوییم، بر فرضی که اگر در نامزدها چنین کسی باشد مقصودمان او نیست اما بینِ متدیّنین که ادعای دینداری دارند اما مراحلی ممکن است در نظرِ من و به­اصطلاح درصدی نسبتِ به من در این مسأله موفقیت داشته باشند این درجۀ دومِ اهمیت است، درجۀ اولِ اهمیت چه هستش؟ اصلِ شرکتِ در انتخابات است، نکند من در مشغول بودن به درحقیقت اینکه دعواهای بینِ خودمان را دارم می­کنیم با همدیگر و این نزاع‌های درونی داریم می‌کنیم حتی شده یک نفر حذف بشود نیاید یک نفر ببیند این­ها دعوا سرِ قدرت است دارند با همدیگر از بینِ طرفدارانشان معلوم بشود این را نگاه بکنند، این­ها می‌دانید اگر یک موقع رفتارِ من به این منجر بشود چقدر آثارِ سوء دارد! اگر نگاهِ من به این برسد که من مهم نیست که چند نفر شرکت می‌کنند من مهم این است که نامزدِ من انتخاب بشود، این خیلی بد می­شود! یعنی این اصل برای من خودم هستم، چرا اگر نامزدم هم دنبال این هستم که جلو بیفتد چون من این را دوست دارم، یعنی من دارم منیّتِ خودم را انانیتِ خودم را تقویت می‌کنم به اسمِ دین، این بدترین کاری است که انسان اسمِ دین را بگذارد برای منیّت­هایِ خودش برایِ انانیت‌هایِ خودش، با این خودش را هی بخواهد چه کار بکند؟ بزرگ بکند، از جهتِ چه؟ منیّت، باید نگاهمان این باشد آقا چه علائمی را درحقیقت قرار می­دهند چه چیزهایی را قرار می­دهند، اصل شرکت است، اگر در بینِ اخوّت و ولایتی که روایات آمده بینِ مؤمنان کوچک­ترین حرکتِ تخریبی­ای صورت بگیرد تعبیرِ امام رضا علیه السّلام این است[3] که امر کن، به حضرت عبدالعظیم می­فرمایند امر کن شیعیان ما را بالمزاورة به اینکه با همدیگر رفت و آمد بکنند بعد می‌فرماید ولا تجعل شیطان را بر خودتان مسلط نکنید، می­گوید چه جوری مسلط نکنید شیطان را بر خودتان؟ که دنبالِ هضم و حذفِ دیگران باشید از مؤمنانِ دیگر، اگر دنبال هضم و حذفِ دیگران بودید له کردنِ دیگران بودید دنبال این بودید که در پوستِ دیگران بیفتید یک نقطه ضعفی پیدا کنید بر سرِ پرچم کنید این را بلند کنید این را علم کنید تا او کوبیده بشود می‌فرماید شما اگر کسی اینجوری شد از ولایتِ ما خارج است و خدای سبحان هم به او اعتنایی نمی‌کند و  رحمت و مغفرتِ حق هم شاملِ حالِ او نخواهد شد، این­ها خیلی سخت است! خب شیطان در جاییکه یک ظرفیت می­خواهد ایجاد بشود قطعاً دست به کار می­شود، انتخابات یک ظرفیت است برای نظام تا دوباره مردم بیایند پای صحنه و نظام را درحقیقت تأیید بکنند و ارتباطشان را بیشتر بکنند، اما شیطان همین را به­اصطلاح یک سرمایه می‌کند برای چه؟ بینِ مؤمنین اختلاف بیفتد و دعوا و نزاع بشود. خب بعد آنجا می‌فرماید که، حضرت می‌فرماید امام حسین علیه السّلام می‌فرماید وقتی کار به اینجا رسید راوی می­گوید که آن خانم است: «قُلْتُ لَهُ مَا فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ مِنْ خَيْرٍ»، اگر اینجوری بشود پس در آن زمان خیری نیست اگر اینجور دعواها، حضرت فرمود «فَقَالَ الْحُسَيْنُ علیه السّلام الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ»، در این حالت است که بصیرت‌ها رشد می‌کند در این حالت است که آن­هایی که باید از این صحنه به کمالشان برسند می‌رسند و حجّتِ ما آنجا ظهور می­کند، دقت بکنید چقدر زیباست، یعنی یک عده‌ای در این دعواها راه را درست تشخیص می‌دهند در اینجاهایی که سخت می­شود اینجا اگر کسی تشخیصِ درست داد راه را درست رفت حواسش پرت نشد اینجاها آن حدود الهی را کاملاً رعایت کرد این می­شود یقین این می­شود دینی که در آخرالزمان می‌فرماید که این حفظِ دین در آخرالزمان چقدر سخت است. در روایت دیگری می‌فرماید که، از امام صادق علیه السّلام[4] «لَا يَكُونُ ذَلِكَ الْأَمْرُ حَتَّى يَتْفُلَ بَعْضُكُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ»، شبیهِ همان روایت امام حسین، «وَ حَتَّى يَلْعَنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ حَتَّى يُسَمِّيَ» این اضافه­اش است در اینجا، «بَعْضُكُمْ بَعْضاً كَذَّابِينَ»، دائم به هم می­گویند این می­گوید آن دروغ می­گوید آن می­گوید آن دروغ می­گوید، نسبتِ کذب به هم می­دهید آن هم کذّاب یعنی دروغگوی حرفه‌ای، جوری تلقّی بکنند از هم که همدیگر را یا مؤمنینی را دروغگوی حرفه‌ای تلقّی بکنند، می­گوید این جزءِ آن شیطنت‌هایِ شیطان است در آخرالزمان، آدم قبل از اینکه این جریاناتِ انتخابات بشود می­گفت مگر می­شود بین مؤمنین اینجوری بشود به چه جهتی مؤمنین بیفتند به جانِ هم؟! برای چه همدیگر را تکذیب بکنند؟! برای چه نسبتِ به هم از هم تبرّی بکنند؟! معنی ندارد، آخر کاری ندارند به هم که بخواهند از هم تبرّی بکنند، سرِ چه چیزی دعوایشان می­شود که بخواهند از هم تبرّی بکنند؟! بعد آدم می‌بیند اینجور جاها زمینه­اش پیش می­آید، امکانش پیش می­آید، نمی­گوییم می­شود ولی امکانش پیش می­آید که امکان پیدا می‌کند که با همدیگر این نزاع­ها را داشته باشند. در روایت دیگری از مالک بن ضمره[5] «قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السّلام يَا مَالِكَ بْنَ ضَمْرَةَ كَيْفَ أَنْتَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الشِّيعَةُ هَكَذَا وَ شَبَّكَ أَصَابِعَهُ»، یعنی این انگشتان را در هم فرو برد نزاعِ این‌ها با همدیگر اینقدر مقابلِ همدیگر هستند اینقدر نزدیک است نزاع‌هایشان با همدیگر مثلِ دو دستی که مشبّکِ در هم می­شوند برای دعوا چون وقتی دو نفر می‌خواهند با هم کشتی بگیرند یا دعوا [بکنند] گلاویزِ به هم می­شوند دیگر، دست در گردنِ هم می­شوند دیگر تا با هم دعوا بکنند، می­گوید این درحقیقت تشابک و این فرورفتنِ در دلِ همدیگر برای اینکه همدیگر را تخریب بکنند «وَ أَدْخَلَ بَعْضَهَا فِي بَعْضٍ»، داخل کرد انگشتانِ خودش را بعضی­اش را در بعض «فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا عِنْدَ ذَلِكَ مِنْ خَيْرٍ»، وقتی که اینجور بشود اینقدر با هم گلاویز بشوند و دعوا اینقدر شدید باشد پس خیری در آن موقع نیست حضرت فرمود «قَالَ الْخَيْرُ كُلُّهُ عِنْدَ ذَلِكَ يَا مَالِكُ عِنْدَ ذَلِكَ» آن حجّتِ ما قیام می­کند «فَيُقَدِّمُ سَبْعِينَ رَجُلًا» که این­ها «يَكْذِبُونَ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ»، که این­ها کسانی­که بر خدا و رسول کذب می­بستند این­ها را جلو قرار می­دهد و سرهای این­ها را می­بُرد، یعنی بینِ کسانی­که از مؤمنین ادعا داشتند به اسمِ خدا و رسول، «يَكْذِبُونَ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ» یعنی چه؟ یعنی به اسم خدا و رسول این کارها را می­کردند نه به اسمِ کافر و منافق، به اسمِ چه کسانی؟ به اسمِ خدا و رسول، یعنی یک عده افتادند وسط، شیطانِ مُمَثَّل، که این شیاطین اصحابِ رایات می­شوند، جلودار می­شوند، حرف­ساز می­شوند، شعارساز می­شوند، بترسیم نکند خدایی نکرده ما یک­دفعه در این دسته قرار بگیریم که حرف­هایمان دستاویزِ عده‌ای از مؤمنان بشود به تبعِ ما این‌ها به همدیگر حمله بکنند و ما باعث بشویم آن تشابکِ اصابع در هم به­اصطلاح تقابل‌ها از حرف­های ما شکل بگیرد، اگر کسی در این منظر وارد شد که خودش را در مرتبه‌ای دید برگشت نگاه کرد دید دارم من کاری می‌کنم که نزاعِ بین مؤمنین بیشتر بشود اگر این حالت برای انسان پیش بیاید شده یک نفر را هم به نزاع وادار کند بترسیم این آغازی است، لذا می‌فرماید این­ها را حضرت می­آورد جلو و اول سرِ این­ها را می­زند، یعنی کسانی­که در روابط اجتماعی پرچمداری می‌کنند برای تقابلِ بین مؤمنین، این لزوم ندارد از ابتدا فکرش این باشد که من دنبال تقابل هستم، قصدش این باشد که من می‌خواهم تقابل ایجاد کنم، اما فعلش منجر به این می‌شود، این حالش منجر به این می­شود، در غفلت مبتلای به این ایجادِ تقابل می‌شود، فعل مهم است که به تبعِ این عده‌ای چه شدند؟ عده‌ای به تبعِ این به تقابلِ با هم افتادند، اگر اینجوری بشود ببین چقدر سخت می­شود، می‌فرماید حضرت اگر یک عده‌ای را اینجوری به عنوان سردمدارها می­آورد از بینِ کسانی­که اظهارِ ایمان داشتند سرِ این­ها «فَيُقَدِّمُ سَبْعِينَ رَجُلًا» که این­ها «يَكْذِبُونَ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ فَيَقْتُلُهُمْ ثُمَّ يَجْمَعُهُمُ اللَّهُ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ»، این­ها را که از بین می‌برد بعد مردم با هم سرِ امرِ واحد جمع می­شوند، یعنی آنچه که مانعِ وحدت بود گاهی چه کسانی هستند؟ گاهی بزرگانِ قوم هستند، گاهی کسانی هستند که این‌ها سببِ فتنه می‌شوند که اگر این‌ها را که سببِ فتنه می­شوند، نه البته هر بزرگی سبب فتنه بشود، ببینید اگر کسی توانست مثل شهید رئیسی که وقتی حتی به او تهمت‌ها را زدند این تهمت‌ها را گفت اگر شما با این تخلیه می­شوید اگر شما با این آرام می­شوید عیب ندارد، تحمل کرد که آقا بگوید که دلم سوخت، خیلی حرف است! که بگوید دلم سوخت، این­ها یک ذره، آن کسانی­که الآن دارند تعریف می‌کنند، خیلی شرحِ صدر می‌خواهد که آدم ببیند بشنود بگوید من حیف است وقتم را صرف پاسخ بکنم آن همان وقتی را که می‌خواهم پاسخ بدهم صرفِ خدمت می­کنم، به جای اینکه بخواهم وقت بگذارم این حرف را پاسخ بدهم، من یادم نمی­رود که به ایشان این را عرض کردم که آقا، به او گفتند بعضی­ها پیش بینی کردند کار شما زیاد می‌کنی اما به اسم شما این کارها تمام نمی­شود تا هستی، گفت اینکه مهم نیست مهم این است کار صورت بگیرد، اگر خدمتی برای مردم شد این مهم است اما حالا به اسمِ چه کسی می‌خواهد باشد مهم نیست، گفتنش ساده است، گفتنش ساده است، آدم حرف زدنش ساده است، یک کارِ ساده ما می‌خواهیم بکنیم در خانه توقع داریم از ما 10 بار تشکر بشود که این کار را تو کردی، یعنی به آنجا برسد انسان که “لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا”[6]، من اصلاً توقعی ندارم، بعضی­ها کار می‌کنند و توقعِ حمد و ثنای از دیگران را ندارند بعضی‌ها هم کار نمی‌کنند کار نکرده توقعِ حمد دارند که این‌ها دنبال این هستند که به آن چیزی “بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا”[7] که این­ها حمد بشوند به آن چیزی که انجام ندادند، این­ها خیلی متفاوت است! لذا نگاهمان در این روایت هم می‌فرماید که «قَالَ الْخَيْرُ كُلُّهُ عِنْدَ ذَلِكَ يَا مَالِكُ» آنجاست که حجّتِ ما ظهور می­کند. یک روایت دیگری هم هست آن روایت را هم دلم نمی­آید نخوانم می‌فرماید که[8] «عَن أَبِي جَعْفَرٍ علیه السّلام أَنَّهُ قَالَ: لَتُمَحَّصُنَّ يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلّم»، اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم، شما رو به تمحیص هستید، تمحیص همان محوضت است، پاک شدنِ از درون، افعال و حقایقی که پیش می­آید شما را به این سمت سوق می­دهد، بعد تشبیهش را ببینید: «تَمْحِيصَ الْكُحْلِ فِي الْعَيْنِ‌»، مثل این کسی­که سرمه کشیده به چشمش اما این سرمه کم کم رو به چه می­رود؟ از بین رفتن و تمام شدن، ولی کسی­که سرمه کشیده در آینه اگر خودش را نگاه نکند نمی‌فهمد سرمه کِی تمام شد، ذره به ذره این رو به از بین رفتن می­رود تا تمام می­شود، می­گوید شما هم «لَتُمَحَّصُنَّ» که جمع است حَصُّنَّ جمع است، «لَتُمَحَّصُنَّ يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ» شما رو به تمحیص دارید می­روید رو به پاک شدن دارید می­روید، «تَمْحِيصَ الْكُحْلِ فِي الْعَيْنِ‌»، وقایع دارد شما را به سمت این تمحیص سوق می­دهد هول می‌دهد مثل سرمه که در چشم رو به به­اصطلاح از بین رفتن و این تمحیص محقق می‌شود، «وَ إِنَّ صَاحِبَ الْعَيْنِ يَدْرِي مَتَى يَقَعَ الْكُحْلُ فِي عَيْنِهِ»، می­داند کِی سرمه را زد اما «وَ لَا يَعْلَمُ مَتَى يَخْرُجُ‌ مِنْهَا» کِی این از بین رفت تمام شد این را متوجه نمی‌شود، «وَ كَذَلِكَ يُصْبِحُ الرَّجُلُ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنْ أَمْرِنَا»، گاهی می‌بینید که مرد صبح کرده درحالیکه بر دینِ ماست بر امرِ ماست «وَ يُمْسِي وَ قَدْ خَرَجَ مِنْهَا»، شبِ همان روز وقایع اینقدر سرعتشان زیاد می­شود ابتلائات اینقدر شدید می­شود شب خلاصه از امرِ ما خارج شد، یک کسی امروز زنگ زده بود به بنده عرض می­کرد که من یکی از نزدیکانم که این اهل جهاد بود و جبهه بود و دین بود و انقلاب بود و ولایت بود و همۀ این‌ها بود چقدر خلاصه اما این برگشته حالا کم کم به طوری که نه فقط با انقلاب و با همۀ این‌ها مخالف است بلکه می­نشیند ناسزا به اهل بیت می­گوید، تا این مرتبه! نه فقط با انقلاب در افتاده باشد می‌گفت می‌نشیند هتاکی به اهل بیت می­کند، خیلی سخت است! از کجا تا کجا! تعبیر روایت این است که انسان گناه می‌کند تزلزلِ نسبتِ به ولایت پیدا می­کند، اصرار بر گناه می‌کند تزلزلِ در نبوت در وجودش ایجاد می­شود، اصرارِ بیشتر می‌کند تزلزلِ در توحید ایجاد می­شود، یک جایی تمام نمی­شود، شیطان راضی نمی­شود که انسان از انقلاب فقط برگردد، شیطان به این قانع نیست که انسان بگوید من حالا کاری با ولیِّ فقیه و حکومت جمهوری اسلامی ندارم، نه، این هم یک مرحله آغازی است از اینکه جدایش کرد بعد کم کم از ولایتِ ولیِّ الهی جدایش می­کند بعد کم کم اصلاً نسبت به اصلِ دین این را بدبین می‌کند بعد کم کم با خدا اصلاً آدم درمی­افتد، نمی­گویم هرکسی مخالفت کرد با نظامِ اسلامی با خدا درمی­افتد اما شیطان راضی نیست به این مقدار، رهایش نمی‌کند لذا خیلی باید مراقب باشیم هرجا زاویه گرفتیم این زاویه در زمانِ بی‌نهایت و از مسیرِ بی‌نهایت زاویۀ 1 درجه­ای می­شود بی‌نهایت فاصله نه 1 درجه، اول 1 درجه است ولی این هرچه جلو می­رود این دو ضلعِ زاویه این با هم فاصله‌شان هِی بیشتر می­شود لذا این نگاه تعبیری که «يُصْبِحُ الرَّجُلُ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنْ أَمْرِنَا وَ يُمْسِي وَ قَدْ خَرَجَ مِنْهَا»، شب می­کند از دین خارج شده، «وَ يُمْسِي عَلَى شَرِيعَةٍ مِنْ أَمْرِنَا»، شب آمده خانه در خانه است بر شریعتِ امرنا است بر این حقیقت هست «وَ يُصْبِحُ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْهَا»، این امروز را خوب نشان می­دهد که قبلاً اگر کسی می‌رسید خانه در اینکه به ضلالت بیفتد در امان بود چون اینجا دیگر ارتباطاتش قطع بود اما الآن تا می­رسد خانه تازه چه هستش؟ همۀ ارتباطات در این گوشی‌ها برقرار است همۀ حبّ و بغض­ها از همین جا قابل اظهار است همۀ روابط در همین جا قابل آشکار شدن است، یک­دفعه می‌بینی با یک پیامک با یک با یک درحقیقت رابطه، این پیامک را زد برای دیگری نقل کرد برای دیگری که تخطئۀ مؤمنی بود، حذف مؤمنی را به دنبال می­خواست داشته باشد، بدگمانی به مؤمنی را در این به­اصطلاح اظهار کرد خدا می‌فرماید که اگر این کار را کرد از ولایتِ ما خارج می‌شود از ولایتِ من خارج می‌شود و موردِ مغفرت قرار نمی­گیرد، خیلی مراقب باشیم این ایام ایامی است که آن ایمانِ انسان محک می­خورد، حواسمان باشد به قیمتِ حبّ و بغضی که یکی 10 درصد از دیگری قوی­تر است 20 درصد از دیگری قوی­تر است همه در دایرۀ ایمان هستند اما یکی قوی‌تر است برای اینکه این را به کرسی بنشانیم که خوب است به کرسی بنشانیم اما به قیمتِ تخطئه، تخریب، حذف، هضم، به­اصطلاح سوءِ نگاه که درحقیقت «أَضْمَرَ لَهُ سُوءاً»[9]، در تعبیرِ روایت که اگر در دلش هم نسبت به او بدگمان باشد «أَضْمَرَ»، اظهار هم نکند «أَضْمَرَ»، در دلش نسبت به او حالتِ چی پیدا بکند؟ نفرت پیدا بکند، می­گوید این­ها همه «خَرَجَ عَنْ وَلَايَتِی»، امام رضا علیه السلام می­فرماید، می­گوید من قسم خوردم «دَعَوْتُ اللَّهَ»، حضرت می­فرمایند، قسم خوردم که عذابِ این از دنیا آغاز بشود به آخرت فقط کشیده نشود، کسی­که اینجور نسبت به مؤمنین در جامعۀ مؤمنین دنبال اصلاح نباشد دنبالِ درحقیقت نعوذ بالله چه باشد؟ اگر مؤمنی را اینجور تخطئه بکند، خب حواسمان باشد اگر این بخواهد باشد تبلیغات درست است باید تبلیغات کرد انتقاد درست است اما انتقاد معلوم است خودِ آدم بهتر از همه می­فهمد که این انتقاد است یا انتقامم، تفاوتشان یک دال و میم است لفظ و در عمل هم مرزشان خیلی نزدیک است که این انتقادِ از همدیگر است یا انتقامِ از همدیگر است، گاهی انسان خودش را جهنمی نکند خدایی نکرده «يُمْسِي عَلَى شَرِيعَةٍ مِنْ أَمْرِنَا وَ يُصْبِحُ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْهَا» که از آن خارج شده باشد. خدای سبحان ان­شاءالله همه­مان را در این مسابقاتِ آخرالزمانی که به مُلاعنه و تبرّیِ مؤمنان شیطان می‌خواهد بکشاند همه­مان را حفظ بکند بلکه به اخوتِ بیشترِ بینِ مؤمنان کشیده بشود رابطه­های مؤمنان در اینجا قوی‌تر بشود، همه دنبالِ این باشیم که احساسمان این باشد که این­ها جمعی مؤمنانند بنابر به­اصطلاح تکلیف پا به صحنه گذاشتند ما هم هر چقدر می‌توانیم باید چه کار بکنیم؟ کمکشان بکنیم. این نکته را هم بگویم تمام کنم: ببینید از خودِ نامزدهای انتخاباتی گرفته تا به بعد ما یک حقّ النّاسِ فردی داریم که این بود که الآن عرض کردم به همدیگر توهین بکنیم، یک حقّ النّاسِ اجتماعی و نظام داریم که اگر نعوذ بالله ما یا نامزدهای انتخاباتی برای اینکه خودشان را ثابت بکنند خودشان را نشان بدهند نظام را متهم بکنند، نظام را زیرِ سؤال ببرند، دستاوردهای نظام را سیاه نمایی بکنند، فکر می‌کنید این کار ساده‌ای است؟ در قانون انتخابات آمده اگر کسی به کسِ دیگری توهین کرد آن کمیسیونِ انتخابات حق دارد به او درحقیقت وقتِ مناسبی برای دفاعِ از این که این توهین کرده بدهد اما این نیامده، اگر به نظام به­اصطلاح این توهین کرد که نظامی که سرمایه­اش خون شهیدان است، نظامی که سرمایه­اش خونِ دل خوردنِ مؤمنان است، نظامی که سرمایه­اش بسیاری از تحملِ سختی‌ها و صبوری‌هایی است که سالیانِ طولانی به­خاطر دفاع از دین و آن ولایت مردم متحملِ تحریم­ها، فشارها­، سختی­ها شدند تحمل کردند این حقّ النّاس است، اگر کسی آمد در اینجا و این حقّ النّاس را موردِ درحقیقت تهاجم قرار داد، تخریب کرد، سیاه نمایی کرد به طوری که مردم دلشان از حاکمیت ضعیف بشود دلشان نسبتِ به این نظام ناامید بشود یأس ایجاد بشود دوری و جدایی ایجاد بشود این حقّ النّاس باید مطالبه بکنیم که پاسخ می‌خواهد، یعنی نه که بگوییم خدا پاسخش را می‌دهد، خدا سرِ جایِ حق نشسته پاسخ را می‌دهد اما وظیفۀ مؤمنان است همچنان که اگر به شخصی توهین می‌کند آنجا باید پاسخ داده بشود به مقدارِ مناسب باید این را در این دوره به­خصوص که اثرِ خونِ این شهیدانی که مظلومانه موردِ تهاجم قرار گرفت آیت الله رئیسی، مظلومانه پاسخ نداد به طوری که دل رهبر ما سوخت به خاطر این مظلومیت‌ها این را به عنوانِ دستاورد نظام قرار بدهیم که اگر کسی ارزش­ها، معیارها، آن اساسِ نظام، آن به­اصطلاح ستون فقراتِ اصلِ نظام را کسی توهین کرد، آمار غلطی داد که کذب بود که باعث سرخوردگیِ مردم بشود باید این‌ها هم پاسخ داده بشود در تلویزیون باید پاسخ داده بشود هم پیگیری بشود، این را به عنوانِ یک دغدغه بخواهیم، این را به عنوانِ یک به­اصطلاح حقیقتی که باید مطرح بکنیم در هرجایی که می‌توانیم هر کانالی هر نوشته‌ای هر ارتباطی این به عنوانِ یک دغدغه این­دفعه مطرح بشود واقعاً این خونِ شهیدان که اثرش همین مظلومیتی بود که آقا چند بار این را اشاره کرده این مظلومیتِ نظام را که دفعاتِ قبل ما دیدیم بعضی از کاندیدها و نامزدها چطور اساسِ نظام را مورد هجوم و تمسخر قرار دادند نیشخند کردند و انسان خلاصه دلش می‌سوخت ولی کاری نمی­توانست بکند، راهی نداشتیم برای اینکه بگوییم چه باید کرد که دهانِ این را که لجن پراکنی می‌کند گل بگیرند مقابله بکنند تا اینجور نشود هر دریدگی­ای را انسان بخواهد درمقابلِ تلویزیون و تریبون جلویِ مردم بگوید، مگر حق دارد کسی این کار را بکند؟ چه کسی می‌تواند در این نظامی که این همه شهید داده شده هنوز روز به روز دارند این شهیدان در مقامِ دفاعِ از این نظام شهید می­شوند، خون‌ها ریخته می­شود، خونِ دل‌ها خورده می‌شود آن وقت هر کسی بخواهد هر حرفی بزند، الآنش که آمدند ثبت نام کردند دیدید بعضی­ها چه حرف­هایی زدند در وقتِ ثبت نام، تریبون پیدا کردند که می‌توانند آزاد حرف بزنند! چرا باید نظام اسلامی چنین اجازه‌ای را بدهد؟ کجای این آزادی محسوب می‌شود؟ این لجن پراکنی است نه آزادی، لذا باید این را یک تقاضای عمومی بشود، درخواست بشود که حقِّ نظام محفوظ است، باید حقِّ نظام احیا بشود، کسی حق نداشته باشد، هم قبلش تذکر بدهند به آن­ها هم اگر کسی مبتلا شد و این کار را کرد بداند که عقوبت دارد، هم برخوردِ رسانه‌ای دارد هم عقوبتِ کیفری دارد، چرا بی‌قانونی باشد در اینجا؟ این را هم به عنوان یک دستاوردی از خون شهیدان ان­شاءالله خدای سبحان ما را عامل قرار بدهد، ما را در این مسأله واسطه و باعث قرار بدهد، ما اگر از این خونِ شهیدان دفاع نکردیم همۀ این­ها می‌توانند طلبکارِ ما باشند، تو بودی و این توهین شد تو بودی و این کارها شد و کاری نکردی و دفاعی نکردی و دنبالِ مطالبه‌گری نیفتادید.

ان­شاءالله خدای سبحان این انتخابات را یک درحقیقت تعالیِ دیگری برایِ کشور ما، رشدِ دیگری برای کشور ما، آزمایشِ سرافرازانۀ دیگری برای کشور ما ان­شاءالله قرار بدهد. دل‌های همۀ ما را به بهترین نامزدی که می‌تواند بهترین خدمت‌ها را بکند ان­شاءالله به آن سمت و سو هدایت بگرداند. ان­شاءالله خدای سبحان دست شیطان را از سرِ درحقیقت کشور ما و مؤمنین کوتاه بگرداند. ان­شاءالله خدای سبحان خطوراتِ خدمتگزاریِ بهتر را به خدمتگزاران و دست‌اندرکارانِ کشور ما عنایت بفرماید. ان­شاءالله خدای سبحان طول عمر با عزت و عظمت و نفوذ کلمه به رهبر معظم انقلابمان ان­شاءالله بیش از گذشته عنایت بفرماید. جمهوری اسلامی را در پناهِ عزتِ خودش عزتِ روزافزون عنایت بگرداند. دشمنانش را نیست و نابود بگرداند. ان­شاءالله خدای سبحان ما را به وظیفه‌مان بیش از گذشته آشنا بکند و اگر گناهی در وجود ما باعث می‌شود شیطان به ما طمع داشته باشد خدایا آن گناهان ما را ببخش و بیامرز و چشم شیطان را از ما چشمِ امیدش را از ما قطع بگردان.

برنامه‌ای داریم؟ مثل اینکه توسّلی هستش که ان­شاءالله خدای سبحان این توسّلاتمان را هم مورد قبول قرار بدهد. کوتاه است، این توسّلات برای تطهیرِ قلوبمان لازم است، گاهی درحقیقت اگر جایِ دیگر هم می­روید یک 5، 6 دقیقه را نشستنِ در اینجا از این توسّل هم بهره‌مند شدن مفید است. ان­شاءالله خدا این توسّلات را تطهیرِ قلبِ ما قرار بدهد.

تا تشریف می­آورند استفاده بکنیم یک صلوات بفرستیم.

[1] آل­عمران/ 170

[2] عبارات دقیق در این آیات است:“وَ سَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ” (آل­عمران/ 133)؛ “فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ” (بقره/ 148)؛ “أُولَٰئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ” (مؤمنون/ 61)

[3] «وَ رُوِيَ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السّلام قَالَ: يَا عَبْدَ الْعَظِيمِ أَبْلِغْ عَنِّي أَوْلِيَائِيَ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ أَنْ لَا يَجْعَلُوا لِلشَّيْطَانِ عَلَى أَنْفُسِهِمْ سَبِيلًا وَ مُرْهُمْ بِالصِّدْقِ فِي الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ مُرْهُمْ بِالسُّكُوتِ وَ تَرْكِ الْجِدَالِ فِيمَا لَا يَعْنِيهِمْ وَ إِقْبَالِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ وَ الْمُزَاوَرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ قُرْبَةٌ إِلَيَّ وَ لَا يَشْتَغِلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِيقِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً فَإِنِّي آلَيْتُ عَلَى نَفْسِي‌ إِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَ أَسْخَطَ وَلِيّاً مِنْ أَوْلِيَائِي دَعَوْتُ اللَّهَ لِيُعَذِّبَهُ فِي الدُّنْيَا أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ كَانَ‌ “فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ” (آل­عمران/ 85)  وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِيئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَكَ بِهِ أَوْ آذَى وَلِيّاً مِنْ أَوْلِيَائِي أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءاً فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْهُ فَإِنْ رَجَعَ وَ إِلَّا نَزَعَ رُوحَ الْإِيمَانِ عَنْ قَلْبِهِ وَ خَرَجَ عَنْ وَلَايَتِي وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَصِيباً فِي وَلَايَتِنَا وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِكَ‌.» الاختصاص- الشیخ المفید- محقق/ مصحح: علی اکبر غفاری و محمود محرمی زرندی- الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد،قم- ص 247.

[4] کتاب الغیبة للنعمانی،همان، ص 206

[5] همان.

[6] انسان/ 9

[7] آل­عمران/ 188

[8] کتاب الغیبة للنعمانی، همان.

[9] به پاورقی شمارۀ 3 مراجعه شود.

5 ستاره

0%
0 دیدگاه

4 ستاره

0%
0 دیدگاه

3 ستاره

0%
0 دیدگاه

2 ستاره

0%
0 دیدگاه

1 ستاره

0%
0 دیدگاه

توسط 0 کاربر

مرتب‌سازی بر اساس

  • تصویر آواتار

    کلیپ تصویری| اصل اولی مشارکت حداکثری – مرکز تنظیم و نشر آثار استاد عابدینی

    […] درس اخلاق ۱۶ خرداد ماه ۱۴۰۳ […]

    1403/03/31

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • تصویر آواتار

    کلیپ تصویری| توصیه امام رضا(ع) در انتخابات – مرکز تنظیم و نشر آثار استاد عابدینی

    […] درس اخلاق ۱۶ خرداد ماه ۱۴۰۳ […]

    1403/03/30

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • تصویر آواتار

    کلیپ تصویری| نباید گذشت! – مرکز تنظیم و نشر آثار استاد عابدینی

    […] درس اخلاق ۱۶ خرداد ماه ۱۴۰۳ […]

    1403/03/19

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

در این مورد یک بازخورد بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

میزان رضایت خود را در ارزیابی وارد کنید*

دریافت دوره آموزشی

لطفا جهت دریافت، اطلاعات خواسته شده را وارد نمایید